تبليغاتX
روزنامه‌نگاري ايراني - درآمدی بر آسیب شناسی روزنامه نگاری ایرانی

روزنامه‌نگاري ايراني

درآمدی بر آسیب شناسی روزنامه نگاری ایرانی

یکشنبه شب 21 خرداد بود که خبر صدور قرار وثیقه برای "الهام افروتن" را شنیدم و خوشحال شدم که او بالاخره آزاد می شود. ریشه یابی آن چه را که باعث شد الهام افروتن به اشتباه  مطلبی را از روی اینترنت  Copy-Paste  کند وگرفتار شود، گذاشته بودم برای چنین وقتی که او آزاد شده باشد، هر چند او تنها به این روش غیر حرفه ای مبتلا نیست و این آسان گیری و آسان گزینی، دردی است که بیش تر روزنامه نگاران جوان ما به آن دچارند. اشتباه و گرفتاری و اینک خوشبختانه آزادی الهام افروتن، بهانه ای است برای در میان گذاشتن بخشی از دیدگاه هایم در باره ی روزنامه نگاری امروز.

اینترنت مانند بسیاری از دیگر مظاهر دوران مدرن و پسامدرن، در جامعه ی ما دیگرگونه به کار گرفته می شود و روزنامه نگاری ایرانی نیز اگر چه از آن بهره می گیرد، اما به جرات می توانم بگویم که مانند بسیاری دیگر از کارهایمان، به قاعده و با رعایت اصول نیست. اگر در جاهای دیگر، اینترنت به یاری روزنامه نگار می آید تا او در رقابت با دیگر رسانه ها، خبر تولیدی خودش را همراه با تصویر، زودتربه آگاهی مصرف کننده ی خبر برساند، ضمن این که در جست و جوی سوابق و موضوع های مرتبط با خبر نیز کار او را آسان می کند، اما در جامعه ی ما باعث رشد گونه ای از روزنامه نگاری شده است که به آن "روزنامه نگاری نشسته" می گویند؛ "در تحریریه بنشین که خبر خودش از در و دیوار می بارد!"؛ غافل از آن که سایت های خبری داخلی یا به اصطلاح "خبرکزاری"های داخلی، در بیش تر خبرهایشان، اصول ابتدایی پردازش خبر رعایت نمی شود و خبرگزاری های خارجی هم خروجی هایشان نیاز به پالایش دارد. این گونه است که حتا صفحه های حوادث روزنامه ها هم متفاوت از دیگری نشان نمی دهند و همه می شوند؛ رونوشت برابر اصل سایت پلیس.

ما گمان می کنیم آن چه امروزه در دنیا، خبر نرم (Soft News) خوانده می شود، نوعی مد روز است که می توان از کنار آن گذشت و به همان اخبار آماده ی مصرف خبرگزاری های داخلی یا خارجی دل خوش بود و همان ها را به مصرف کننده که خریدار روزنامه باشد، فروخت. این در حالی است که در دنیای توسعه یافته، رقابت در دنیای خبر مانند دیگر رقابت ها، مسابقه ای نفس گیر است. در جامعه ی ما، چون حق با مشتری نیست، پس می توان اخبار کهنه یا با تنظیم بد و غیر حرفه ای را هم به خورد خواننده داد و تازه او باید سپاس گزار هم باشد.

    بی خیالی ما در حالی است که در جامعه های پیشرفته، رسانه ها هر لحظه تلاش و کوشش می کنند که هر یک نه تنها خبر تازه تری را رو کنند، بلکه اخباری را که مصرف کننده پیش تر در جریان کلیات آن قرار گرفته است، آن ها بتوانند پیشینه و توضیح و تفسیر بیش تری برایش دست و پا کنند تا توجه مصرف کننده ی خبر را بهتر برانگیزند. شاید بتوان کوتاهی و نا آگاهی کاربه دستان روزنامه نگاری پس از دوم خرداد 1376 را نیز یکی از عوامل شیوع این نوع از روزنامه نگاری برشمرد؛ دورانی که همه می خواستند تنها افشا کنند و خواننده نیز هر روز خریدار افشاگری های تازه بود و این گونه شد که  پر کردن ستون های "شنیده می شود..." و "یادداشت " روزنامه نگاری نام گرفت و اهمیت خبرپردازی، حتا در میان روزنامه نگاران، درک نشد.

   این دوران، بر حسب اتفاق مصادف بود با دورانی که در دنیا به علت ورود سخت افزارهای پیشرفته، همه در هر کجا در کوتاه ترین زمان در جریان اصل خبر قرار می گرقتند، پس این پرسش مطرح شد که دیگران چه چیزی برای عرضه خواهند داشت و بنابراین، همه به دنبال دست یابی به روش های تازه ای برای پردازش خبر رفتند و این گونه شد که آن چه را  که گاه ما تنها نامی از آن می بریم و با آن خودی می نماییم، دیگران چون به ضرورت دریافته بودند، با تمام وجود به کار گرفتند و ما همچنان سرگرم یادداشت نویسی مانده ایم و دلخوش که روز نامه نگاری می کنیم.

   اگر عمر و فرصتی باقی بود، در آینده به تفاوت کار و اندازه ی پیشرفت سخت افزار و نرم افزار در کار روزنامه نگاری،  در فاصله ی "11 سپتامبر و سقوط طالبان" که خودم در افغانستان شاهد آن بودم تا "دوران جنگ عراق وسقوط صدام" خواهم پرداخت.

   در جریان گرفتاری الهام افروتن، یک عامل دیگر عقب گرد روزنامه نگاری ایرنی نیز رخ نشان داد؛ که عبارت است از صاحب امتیازی و مدیر مسوولی  بسیاری از رسانه های نوشتاری توسط کسانی که این کاره نیستند و تنها به واسطه ی نزدیکی به قدرت، این عرصه را هم تصرف کرده اند و خود مسوولیت نمی پذیرند و برای خبرنگاری که پرورش یافته ی دوران سردرگمی هاست، به جای دادستان خود تقاضای اشد مجازات می کنند؛ دورانی که به وسیله ی همین کسان، "نادیده انگاشتن اصول"  به اصل تبدیل شده و "اصول گرایی" نام گرفته است. از دیدگاه من، یکی از مهم ترین عوامل عقب ماندگی روزنامه نگاری امروز ایران، همین حق انحصاری برخورداری از داشتن مجوز انتشار توسط نزدیکان به قدرت است؛ خواه محافظه کار یا کمی اصلاح طلب!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 23:8  توسط  علیرضا کرمانی A. R. Kermani  |