گفتوگوي سایت ایزان امروز با عليرضا كرماني، دبير تحريريه نامه
در غياب رسانههاي نوشتاري معتبر و پايدار، رسانههاي سايبر رشد خواهند كرد و در شرايط كنوني و پيشرو، روش افشاگرانه در پيش خواهند گرفت.
در چنين وضعيتي، هم روزنامهنگاران، هم جامعه و هم حكومت آسيب ميبينند. روزنامهنگاران به حاشيه رانده ميشوند، جامعه از رشد فكري و فرهنگي محروم ميشود و حكومت هم در آينده با شرايطي روبهرو ميشود كه حكومت پيشين با آن روبهرو شد. يعني اگر در سالهاي 1356 و 1357 رسانهي نوار و ضبطصوت به وسيلهي مؤثر انتقال اطلاعات در بين مردم تبديل شد، در شرايط كنوني و آينده، سونامي افشاگري در فضاي مجازي، همهي ابزارهاي كنترل و نظارت را درخواهد نورديد
ادامه مطلب
مدتی این مثنوی تاخیر شد. دستم به نوشتن برای وبلاگ نمی رفت، چون یکی از دوستان کامنت گذاشته بود که نکند می خواهم از آن بهره برداری تبلیغاتی بکنم برای انتخابات انجمن صنفی که درپیش روست. راستش، نامزد شدن من برای انتخابات هیات مدیره، با انگیزه ی پی گیری مسایل صرفا صنفی بود و هزار و یک مساله که در برابر روزنامه نگاران، از جمله خودم قرار دارد، و گرنه عضویت در هیات مدیره به تنهایی برایم جاذبه ندارد. در جوانی مدیریت کرده ام و اشتهای نشستن بر کرسی صدارت و وکالت را در همان جوانی فرو نشانده ام. از همین روی و برای این که دوستان سیاسی کار، قیاس به نفس نکنند، تا روشن شدن نتیجه ی انتخابات، چیزی بر آن چه نوشته ام، نخواهم افزود. چه انتخاب شوم و چه نشوم، پس از انتخابات پیگیرانه خواهم نوشت، آن چه را که باید نوشت. اثر گذاری که حتمن عضویت در هیات مدیره نمی خواهد، پس تلاش خواهم کرد که آن چه را می دانم و در می یابم، بنویسم، در آینده ی نزدیک. از آن دوستی که کامنت گذاشته بود و از همه ی دیگرانی که سری به این گوشه زده اند و می زنند؛ سپاس گزارم.
همین روزها، یکی از روزنامه نگاران حق التحریری، به یکی از روزنامه های خیلی خیلی مطرح مراجعه کرده بود تا دستمزد کارهایی را که چند ماه پیش انجام داده بود، بگیرد و بتواند دست کم هزینه ی رفت و آمد برای تهیه ی کارهای بعدی را از محل درآمد کارهای قبلی اش تامین کند. به او گفته اند در حال حاضر، ما تنها حق التحریر های کارهای چاپ شده تا مهر ماه سال قبل را می پردازیم و باید چند ماه دیگر صبر کنی.
من نمی توانم بفهمم روز نامه ای که هرشبانه روز بیش از ده میلیون تومان هزینه می کند تا فردا صبح روی دکه باشد، چرا به پرداخت حق التحریر ها که می رسد، ایست می کند و هزار و یک محاسبه ی سود و بهره که اگر پول این بچه ها چندین ماه در حساب بخوابد، این قدر سود روی سرمایه می آید و ...
مقایسه کنید رفتار روزنامه های وطنی را با رسانه های خارجی و رفتارشان با گروهی که روزنامه نگار آزاد (Freelance Writers) خوانده می شوند و از این راه هم می توانند زندگی شان را آبرومندانه اداره کنند و هم برای پرداخت هزینه های سفرشان به هر نقطه ی دنیا و تهیه ی خبر و گزارش، هیچ نگرانی به دل راه ندهند.
گمان می کنید استاندارد کاری خبرنگاران آزاد خارجی بسیار بالاتر از بروبچه های حق التحریربگیر خودمان است؟ به شما اطمینان می دهم این گونه نیست.
هر چند سندیکای روزنامه نگاران در دوران پیش از انقلاب، تعریفی از روزنامه نگار ارایه داده بود که برای بیش تر فعالان این صنف پذیرفتنی می نمود، اما متاسفانه در سال های گذشته ی نزدیک، تعریف درستی از روزنامه نگار نداریم. این گونه است کسانی که در سال، چند یادداشت کوتاه، این جا و آن جا به چاپ می رسانند، روزنامه نگار به شمار می آیند و از منافع عضو بودن در این صنف هم بیش تر بهره مند می شوند، در حالی که هم دغدغه هاشان چیز دیگری است و هم درآمدشان از جای دیگر. اما روزنامه نگاران حق التحریری که بسیاری شان در روزهایی که روزنامه های چندانی حضور ندارند، مجبورند با حق التحریرهای ناچیز، هم در صحنه ی فعالیت روزنامه نگاری بمانند و هم زندگی شان را از راه تهیه ی گزارش و خبر و مقاله، آن هم با افزودن بر فعالیت، اداره کنند، کم تر از مواهب روزنامه نگار بودن و شناخته شدن بهره مند می شوند.
راستی! آیا مثلا می توان هنری کیسینجر را که تعداد یادداشت های او در نشریه های شناخته شده ی بین المللی بسیار بیش تر از یادداشت نویسان هرازگاهی وطنی است، روزنامه نگار خواند؟
تا دست یابی به نظم و نسقی در انجمن صنفی روزنامه نگاران، به گمان من بهتر است دست کم بگوییم؛ چه کسی بیش تر روزنامه نگار است؟
یکشنبه شب 21 خرداد بود که خبر صدور قرار وثیقه برای "الهام افروتن" را شنیدم و خوشحال شدم که او بالاخره آزاد می شود. ریشه یابی آن چه را که باعث شد الهام افروتن به اشتباه مطلبی را از روی اینترنت Copy-Paste کند وگرفتار شود، گذاشته بودم برای چنین وقتی که او آزاد شده باشد، هر چند او تنها به این روش غیر حرفه ای مبتلا نیست و این آسان گیری و آسان گزینی، دردی است که بیش تر روزنامه نگاران جوان ما به آن دچارند. اشتباه و گرفتاری و اینک خوشبختانه آزادی الهام افروتن، بهانه ای است برای در میان گذاشتن بخشی از دیدگاه هایم در باره ی روزنامه نگاری امروز...
ادامه مطلب
( این مطلب پیش ار این در روزنامه ی "اعتماد ملی" ۶ خرداد ۱۳۸۵ به چاپ رسیده است )
در اين سالها؛ دمِ دستي ترين راهحلي كه براي برخي نابسامانيها، به ذهن گروهي از مسؤولان ميرسد، تعطيل كردن مطبوعات است. اگرچه نميتوان ناديده گرفت كه مسؤولان روزنامه ايران دير واكنش نشان دادهاند و پوزش خواستهاند، ولي در جريان آنچه در تبريز روي داد، ميبايست مسؤولان ادارهي امور داخلي كشور پاسخگو باشند كه چرا نتوانستهاند گستردگي اعتراض را پيشبيني كنند و چرا ...
ادامه مطلب
